من تنها

Menu

HomE ProfiLe
PosTs DesiGn
About

من اگر عاشقانه مینویسم... نه عاشقم و نه معشوق کسی! فقط مینویسم تاعشق یاد قلبم بماند... در این ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها فقط تمرین آدم بودن میکنم... من خودمم ، شبیه کسی نیستم...ا گر می خواهی مثل بقیه باشم... بقیه هستن!!! با تو از عشق میگفتم ... از پشیمانی ... از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!! اما در جواب صدایی بی وقفه میگفت .. دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد... نشانی ام عوض نشده ... هنوز در همین خانه ام .. فقط دیگر زندگی نمیکنم ...!! آغوش گرمم باش ... بزار فراموش کنم لحظه هایی راکه در سرمای بی کسی لرزیدم ... فراموش کردنت کار سختی نیست ... فقط کافیه دراز بکشمو چشمامو ببندم ... و برای همیشه بمیرم ... قرار بود تو سنگ صبورم بشی ...! اما تو سنگ شدی و من صبورم...


Categories

  • عکس نوشته....
  • انشاء


  • Friends

  • Template Planet
  • فروش تکست رپ
  • کتاب
  • با احساس وارد شوید (محمد )
  • داستان (نوشین جون)
  • امروز روزه آخره (پروین جون)
  • دنیای ما پسرا (اونا پسرا)
  • جی پی اس موتور
  • جی پی اس مخفی خودرو

  • تبادل لینک هوشمند
    برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان من تنها و آدرس radepayesokootman.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







    Daily
  • \/\/\/\/\/\/\/\/\/
  • ساختن وبلاگ
  • شماره پیمان کارها
  • حمل ته لنجی با ضمانت از دبی
  • خرید از چین
  • قلاده اموزشی ضد پارس سگ
  • آی کیو مگ
  • مستر قلیون
  • یکانسر
  • => All <=


    Authors

  • بی نام

  • Codes

    <-PollName->

    <-PollItems->

    خبرنامه وب سایت:





    آمار وب سایت:  

    بازدید امروز : 5
    بازدید دیروز : 1
    بازدید هفته : 7
    بازدید ماه : 6
    بازدید کل : 2293
    تعداد مطالب : 71
    تعداد نظرات : 8
    تعداد آنلاین : 1

    ایکن های شکر و نمک



    دو شنبه 1 مهر 1392 | 19:35 | بی نام |
    پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.
     
    پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»
     
    زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.»
     
    پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد.»
     
    زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
     
    پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: «خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.» مجددا زن پاسخش منفی بود.
     
    پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر…، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.»
     
    پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند.»


    نظرات شما عزیزان:

    نام :
    آدرس ایمیل:
    وب سایت/بلاگ :
    متن پیام:
    :) :( ;) :D
    ;)) :X :? :P
    :* =(( :O };-
    :B /:) =DD :S
    -) :-(( :-| :-))
    نظر خصوصی

     کد را وارد نمایید:

     

     

     

    عکس شما

    آپلود عکس دلخواه: